یه شب تابستونی چندین سال پیش ، پدر از توو حیاط اومد توو اتاقم و یه مشت گل یاس تازه ریخت روو میز کامپیوترم و گفت بیا ، اینا رو بزار اینجا که اطاقت خوشبو شه ....
واقعا چه بویی فضا رو پر کرد .عزیز ترین آدم زندگیم هم کنارم نشسته بود . منگ شده بودم . یوهو دلم خواست او بو برای همیشه بمونه ..همیشه ..
دوربینم رو آوردم ، چند تا چراغ گذاشتم و نتیجه این شد ......
اون بو موندنی شد ...................

دوربین : zenit 122
سرعت شاتر : ۳۰/۱
دیافراگم : ۲.۸
لنز : normal
عطر اتاق تو مشام مرا هم نوازش داد...
پایدار باشی.....
خیلی عکس قشنگیه و مطمئناْ خاطره ای که پشت این عکسه بسیار زیباتر!! حیف نیست با این همه استعداد تو ثبت زیباییها میخوای بری باغبون بشی؟؟؟موفق باشی و شاد
سلام عکسش جداّ قشنگ از آب دراومده woow معلومه که تالنت داری ;) راستی لوگوی من همون دخترکی که گوشه داره گریه میکنه هست مرسی از لینک
سلام
مرسی از اینکه به وبلاگ من هم سر زدی
من لینک شما را در وبلاگم قرار دادم
موفق باشید
سلام
عکست واقعا رویاییه.موفق باشی.در ضمن با مهتاب هم کاملا موافقم.
به من هم سر بزن خوشحال میشم .
تا بعد...